آه...
سهم من این است
سهم من این است
سهم من،
آسمانی است که آویختن پردهای آن را از من میگیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروک است
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزنآلودی در باغ خاطرهها است
و در اندوه صدایی جان دادن، که به من میگوید
«دستهایت را
دوست میدارم»